RSS
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه کنم , حدیث ما بود دراز
در عشق تو ام نصیحت و پند چه سود ؟
زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود ؟
گویند مرا که پاش بر بند نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود ؟